تعاریف:
یکی از با نوا دانشگام به نام خانم س.م چنین تعریف می کردند.
وارد اداره ی ثبت احوال شدم همزمان با من با نوئی بسیار شیک و فو ق مدرن هم وارد هما ن اطا قی که مر بو طه به مرا جعین شنا سنا مه گم کرده بود شده هر یک مدارک لازم را که قبلا خواسته بودند تحویل کارمند مر بوطه داده و روی نیمکت منتظر جواب نها ئی نشستیم . غیر از ما نیز عده ا ی دیگر که احتما لا به همین منظور مرا جعه کرده بودند حضور داشتند.
معمو لا لحظا ت و او قات بیکاری و یا انتظار کشیدن حرکتی کند تر از زمان معمول دارند و به همین خا طر من خطاب به آن با نوی فوق مدرن ها لیودیکه کنارم نشسته بو گفتم:
خدا کند که همین امروز جواب نها ئی را بدهند. و ما مجبور نشویم هر روز به این اداره مرا جعه کنیم. در همین موقع زن ها لیودی چپ چپ به من نگاه کرد و بدون پا سخ دادن با حا لتی زننده از من فا صله گرفت.
پیش خودم گفتم این بنده ی خد اخبر ندارد که روزی من یکی از با نوان شیک پوش و بسیار مرتب تهران بوده ام و حالا که زما نه دچارتغییرات فا حش شده و دگر گو نیهای ۱۸۰ در جه ای صورت گرفته بازهم از نظر او ضا ع و احوال ظا هری همچنا ن مد روز محسوب می شوم و فکر کردم که تصورم اشتباه بوده به همین خاطر آزمون نها ئی را به عمل آورده در حا لیکه گروهی از مرا جعین نه تنها متو جه ی احوالات فوق مدرنی ی او شده بلکه خشونت و رفتار غلط او را هم نسبت به من در یا فته و با تا سف سر تکان می دادند.!
دو باره رو به او کرده و با مهر بانی و لبخندی نود در جه گفتم:
به نظر می رسد که امروز شنا سنا مه ها یمان را بدهند.
اینبار زشتر از دفعه قبل نگاهم کرد و کلمه ای را هم که حا کی از تورا با من مدرن چکار و حرفی است بیان نمود. « ایش ».
فهمیدم می خواهد بگو ید که با همه ی آدمها فرق دارد و تا فته ی جدا با فته است .منهم به بقیه که ما را می نگریستند نگاه کرده و سری تکان دادم.
در همین موقع کار مند بخش مر بو طه نام من را پیج و متعا قبش گفت
"خانم صغرا با جی گله چران " و در این لحظ او هم بلند شد و آمدجلوی
میز کارمند اداره ی ثبت . حا ضرین هنوز نفهمیده بو دند ما هر یک صا حب کدام نام از دو مشخصات صدا شده هستیم که از نظر من فرقی هم نمی کرد.
در این لحظ کارمند شنا سنا مه ی من را تحویل داده و به آن با نوی فوق مدرن ها لیودی گفت: شما برای تحویل شنا سنا مه یکماه دیگر مر ا جعه کنید .
آن زن استثنائی کلی رنگ آمیزی شده باصدای بلندوخشن گفت:پس چرا شنا سنا مه ی این خا نوم رو همین الآن دادی.؟!
کارمند با صدائی کمی پا ئینتر از فر کانس صو تی او گفت:
خانم "سرور .م" متولد تهران هستند ولی شما متولد یک روستای دور افتاده هستید یکماه طول می کشد که به مرکز استان و سپس بخشداری و ده و روستای شما رفته و بعد از تائیدات شنا سنا مه ی شما به دست ما برسد که ما هم تحویل شما بدهیم .اگر عجله داری می توا نی خودت به روستای زادگاه ات مراجعه کنی که زود تر شنا سنا مه ات را در یا فت کنی.
در حا لیکه همه با لبخند تمسخر آمیز با او می نگریستند و آن زن ولحشرات بظا هر از افشای نام و محل تولد اش خشمگین به نظر می رسید من نگا هی به او نموده و با بیان کلمه ی "آ هان " با او تسو یه حساب نموده و با لبخند به دیگر حا ضرین محترم و تشکر از کارمن اداره ی ثبت احوال استان تهران خدا حا فظی کرده واز محل خا رج شدم.
+ نوشته شده توسط پروا نه میلا نی میبدی در یکشنبه 14 بهمن1386 و ساعت
8:19 بعد از ظهر |